داشتم فکر می کردم قراره زندگیم پر از حضور بشه.قراره منم یه آدم خصوصی داشته باشم...
داشتم عاشق می شدم.می خواستم عاشق بشم.نشد...ما از جنس هم نبودیم.همین!
پ ن:به طرز عجیبی زیباتر شده بودم و خونم خوش بود به شکل تابلویی!یعنی چی آخه؟!!!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر