۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه

عالمی دیگر
بباید ساخت
وزنو
آدمی!

مستی بی می
مستی مستی
خدای شراب در برابرم
خیال تو
اینک
چه پروای شراب؟



اندکی بعد...داخلی،خونه،درحالیکه گلوم کمی می خاره،از نوع ویروسی نه باکتریایی!


همیشه اندکی رضایت و موافق بودن امور برای من چون مستی بوده،از بس که پیش از آن ،از هوس آن سرمست بوده ام.

من آنگونه مستی را شناخته ام که شکل اندیشه ها را اندکی تباه می کند.

روزی را به یاد دارم که اندیشه هایم چون لوله های تودرتوی دوربین،کوچک می شد؛اندیشه یکی مانده به آخر،همیشه ظریفتر جلوه می کرد و سپس از همان اندیشه،اندیشه ای بازهم ظریفتر بیرون می آمد.

روزی را به یاد دارم که اندیشه هایم چنان مدور می شد که براستی کم مانده بود که بگذارم روی زمین بغلتد.روزی را به یاد دارم که اندیشه هایم چنان کش دار شده بود که هریک پی در پی،شکل همه را به خود می گرفت.بارهای دیگر دو اندیشه بودند که موازی هم گویی می خواستند تا اعماق جاودانگی رشدو نمو کنند.

من آن مستی را شناخته ام که آدمی را وامی دارد خود را بهتر،بزرگتر و احترام انگیزتر،پرهیزگارتر و غنی تر از آنچه هست بپندارد.


آندره ژید و ادبیات فارسی
حسن هنرمندی

۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه


می توان گفت که انسان حیوانی است در حال انتظار؟
بکت غرق در اندیشه شد و پکی به سیگارش زد،جواب داد:
«در حقیقت انسان،منتظر چیزی است که خودش می خواهد!وقتی در این مورد می نوشتم هرگز از خودم سوال نکردم که خودم منتظر چه هستم؟»وسپس اندیشمندانه اضافه کرد:«انسان همیشه در حال انتظار است،این حقیقت است،یکی از جنبه های انسان،یکی از ویژگی های انسان همین است.»


متن آخرین مصاحبه با ساموئل بکت
احمد کامیابی مسک-ترجمه فریده رازی


بکت در ترجمه انگلیسی در انتظار گودو نوشت:«انتظار برای انتظار.»

قبول داشت که انتظار را برای انتظار در حقیقت مقدس است.زیرا انتظار نتیجه تصور است و رد موقعیت کنونی.