skip to main
|
skip to sidebar
انتظار برای انتظار!
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه
بترسی اگر تنها می شوی
کارهای زیادی انجام می ده
ی
که هیچ کدام از وجود تو نشأت نگرفته.
ریچارد براتیگان
...از نگاهم بارون می باره الان...کاش آسمونم می بارید تا اشکام توقطره هاش گم می شدن..دلم گرفته انگار!زیاد گرفته انگار
!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
بايگانی وبلاگ
ژانویهٔ
(1)
اوت
(4)
ژوئیهٔ
(9)
ژوئن
(21)
مهٔ
(15)
آوریل
(3)
درباره من
شیما
گاه بغضی تا در گلویم گره نخورد/ گاه مفهومی درک نشدنی از شک و انتظار/ گاه نگریستن پرسه های پیرامونم/ نتیجه بازوبسته شدن قیچی ای که چیزی را در من می درد/ دقایقی دزدیده/ تا کسی،تا چیزی/ راوی این گزاره/ منم
مشاهده نمایه کامل من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر