۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه







http://http://gentlepurespace.com/blog/archives/pablo-reinoso-surreal-spaghetti-benches



واقعا اگه می دونستین خوردن ماکارونی پراز نخودفرنگی و قارچ وذرت و فلفل سبزو تازه مخلوطی از اشکالش(پیچ پیچی و دیگر انواعش!مثلا) تو یه صبح آخر اردی بهشتی چه حال و هوای بهشت گونه ای بهتون می ده،لحظه ای درنگ نمی کردین!من سندرم ماکارونی دارم به گمانم، یعنی که حاضرم هفت روز هفته صبح و شوم همش انواع ماکارونی به علاوه اشکالش،نوش جان کنم!البته این شکل اغراق شده شه!چون بهرحال من عاچق ژامبون گوشت و قارچ با سس فراوان،انواع کباب،انواع ماهی به جز تن،آش رشته باباش بزغاله کشته! و احتمالا این پست ادیت می شه چون من الان ماکارونی م تموم شد و فعلا میلی به هیچ چی ندارم انگار که حتی!





پ.ن نخست:و البته باید حتما تاکید کنم از کله پاچه متنفرم!تصور کن..چشم، گوش، بناگوش،مغز،زبووون!وای خدایا تصور کن یکی بخواد مغز و زبونتو بخوره!وای خدایا طباخی چش آبی روبروی پارک لاله رو دیدی؟وای اسم دیدی به این افتضاحی آخه!اندر اسمها زیباییها و نازیباییها و تاثیرشان در کاهش یا افزایش اشتها در فرصت بعد خواهم گفت.





پ. ن دو دیگر:من مدرک آشپزی و شیرینی پزی دارم حتی!...سالها پیش دوس می داشتم رفتم کلاسش آخرش گفتن حالا بیا یه امتحانم بده،منم دادم و اینجوری شد که حالا مامانم به جز انواع هنرهای دیگه که از انگشتام می ریزه این هنر دارای مدرک نیز باعث افتخارشه!در مواقع خاص البته!


۱ نظر:

  1. هو.و.وممم..من اصلن دیوونه شم(ماکارونی و پاستا و غیره).اما راجع به آشپزی، سینس 2005، استعفا دادم در موارد خاص فقط نیمرو یا سرخ کردن کوردن بلو

    پاسخ دادنحذف